عبد الملك الثعالبي النيسابوري ( مترجم : رضا انزابى نژاد )
40
ثمار القلوب في المضاف و المنسوب ( فارسى )
تفسيرها و القاب و كنيهها بسيارند و بيرون از گنجايش اين كتاب . اكلة خيبر . خوراك بدگوار ناسازگار را به خوراك خيبر مثل زنند . ريشهء آن سخنى است از پيامبر ( ص ) كه فرمود : « همواره اثر آن خوراك خيبر بر من بازگشت مىكند و آرام نمىگيرد و مرا رها نمىكند تا هنگامى كه رگ جان مرا قطع كند » و داستان آن چنين است كه در خيبر پيش حضرت گوسفند زهرآلودى آوردند ، حضرت يك لقمه از آن خورد و فرمود : اين برّه به من مىگويد كه آلوده به زهر است . زان سپس هر سال در همان هنگام كه آن خوراك را خورده بود بيمار مىگشت تا با آن زهر از دنيا رفت . اكل لقمان : خوردن لقمان . مراد لقمان عادى - صاحب كركسان - است . عرب در پر خوردن به دو مثل زنند و گويند : فلان پرخورتر از لقمان است چنين مىپندارند كه او براى هر ناشتا و شام يك شتر [ يا گوسفند ] مىخورد . أكل اللّوز - قلع الصمغة . اكليل شيرين - كنوز قارون . امّ تسعين . - امّ سويد . امّ جابر . كنيهء سنبله است . امّ الجود : نيك بخشنده . چه نيكو گفته ابن الرومى : العرف غيث و هو منك مؤمّل * و البشر برق و هو منك مشيم القحت امّ الجود بعد حيالها * و نتجت بنت المجد و هى عقيم يعنى : بخشش بارانى است كه مردم از تو چشم مىدارند و خندهرويى برقى است كه مردم همواره آن را مىخواهند و به سوى تو مىنگرند . مادر احسان را پس از آنكه از بارورى افتاده بود بارور كردى و دختر